وقتِ خواندن ندارم


   ۲۷/۰۶/۱۳۹۵    606 بازديد    ۵ دیدگاه
کتاب خوانی در روسیه

کتاب‌خوانی در روسیه

وقتی با آدمهای مختلف دربارهی کتاب صحبت میکنم و اینکه چرا کتاب نمیخوانند،جوابها در بیشتر موارد محدود و تکراری هستند. میخواهم توی چند پست این مشکلات را بنویسم و پیشنهادهای کوچکی برای حل آنها بدهم. هرچند که مشکل کتاب نخوادن ریشه‌ای‌تر از این چند پست و پیشنهاد است.

کتاب‌خوانی در مترو مسکو

کتاب‌خوانی در مترو روسیه

زمان: یکی از این جوابهایی که به تکرار میشنوم این است که «وقت نداریم.» صبح میرویم سر کار و شب هم خسته برمی‌گردیم خانه یا…

کتاب خوانی در روسیه

کتاب‌خوانی در مترو روسیه

 پیشنهاد: از وقتهای مرده استفاده کنید. این وقتها با توجه به شرایط هرکسی ممکن است متفاوت باشد.

وسیلهی نقلیهی عمومی:  اگر مثل من هر روز از وسیلههای نقلیهی عمومی استفاده میکنید،؛ اتوبوس، مترو و حتی تاکسی جای خوبی برای خواندن کتاب یا مجله و روزنامه است. میدانم که گاهی فشار آدمها زیاد میشود و فضای کافی وجود ندراد، اما کم کم میتوانید با شرایط سازگار شوید. بیشتر کتابهایی که خودم اخیرا خواندهام توی اتوبوس و مترو بوده. پیشنهاد میکنم برای شروع از کتابهای کوچک و سبک شروع کنید

اتاق‌ انتظار: مطب دکتر، آرایشگاه، فرودگاه، ترمینال، بانک و

قبل از خواب: معمولا بعد از اینکه به رخت‌خواب می‌رویم چند دقیقه‌ای طول می‌کشد تا خوابمان ببرد. کتاب خواندن توی این چند دقیقه می‌تواند مثل قرص خواب عمل کند، مخصوصا اگر رمان جذابی باشد می‌توانید ادامه‌اش را توی خواب ببینید.

پادگان: توی پادگانها آنقدر وقت مرده و تلف شده وجود دارد که فقط کافی است کتاب کوچکی را جای خوبی توی لباس پنهان کنید و هر وقت لازم شد بیرونش بیاورید!

توی مغازه: این مورد فقط برای کسانی است که فروشنده هستند و یا توی مغازه‌ای کار می‌کنند. اوضاع کاسبی هم که همیشه کساد است و وقت زیاد.

تلویزیون را دور بنداز: از زمانِ تماشای برنامههای ضعیفِ تلویزیون کم کنید و به وقت کتاب خواندن اضافه کنید (از من می‌شنوید کلا تلویزیون را بی‌خیال شوید. وقت‌های آزاد زیادی پیدا می‌کنید که می‌توانید بهتر لذت ببرید. از گپ زدن و معاشرت با دوستان تا تماشای فیلم و سریال به انتخاب خودتان).

و

کتاب‌‌خوانی در مترو روسیه

کتاب‌‌خوانی در مترو روسیه

گاهی ممکن است کتاب در دسترس‌تان نباشد و یا به علت وزن زیاد حملش مشکل باشد. میتوانید از انواع کتابخوانهای الکترونیکی و حتی موبایل برای خواندن استفاده کنید. هرچند که خودم هنوز کتاب‌های کاغذی را ترجیح می‌دهم. 


 پ.ن: اگر شما هم پیشنهاد دیگری در مورد این موضوع دارید (هم دلایل نخواندن کتاب و هم پیشنهاد برای حل مشکلِ زمان) توی نظرها برایم بنویسید.

پ.پ.ن: عکسهای بالا را از سفری که دو سال پیش به روسیه داشتم، انتخاب کردم. از دو شهرِ مسکو و سنپترزبوگ.

درباره نویسنده ()

سال 89-90 توی خیابان ادوارد براون کتاب‌فروش بودم. بعدش توی مجله‌ی «خط‌خطی» و بعضی روزنامه‌ها طنز می‌نوشتم. سال 94 کتابم منتشر شد «کتاب‌فروش خیابان ادوارد براون» از حدود سال 82 وبلاگ نویس بودم. سه چهار باری از بلاگ‌های مختلف مهاجرت کردم و حالا صفحه‌ی شخصی خودم را درست کرده‌ام. بیشتر در مورد کتاب‌هایی که خوانده‌ام می‌نویسم.

دیدگاه‌ها (۵)

آدرس بازتاب فید دیدگاه ها

  1. احسان می‌گه:

    یاد کتاب مارک و پلو نوشته منصور ضابطیان افتادم، متن زیر عینا از آن کتاب نقل شده است:

    کتاب خواندن در پاریس حسابی حرص آدم را در می آورد. هر کسی را می بینی یک کتاب در دست دارد و تند تند مشغول مطالعه است. سن و سال هم نمی شناسد، سیاه و سفید و مرد و زن و بچه هم نمی شناسد. انگار همه در یک ماراتن عجیب درگیر شده اند و زمان در حال گذر است. واگن های مترو گاهی واقعا آدم را یاد قرائت خانه می اندازند، مخصوصا این که ناگهان در یک مقطع خاص کتابی گل می کند و همه مشغول خواندن آن می شوند. آنهایی هم که اهل کتاب نیستند حتما مجله یا روزنامه ای پر شالشان دارند که وقتشان به بیهودگی نگذرد و اگر حتی این را هم نداشته باشند می توانند از چندین عنوان مجله و روزنامه ای که به لطف آگهی های فراوانشان به طور رایگان در مترو توزیع می شوند، استفاده کنند. فضای پاریس هیچ بهانه ای برای مطالعه نکردن باقی نمی گذارد. شاید برای همین است که پاریسی ها معنای انتظار را چندان نمی فهمند، آن ها لحظه های انتظار را با کلمه ها پر می کنند.

  2. آره خوندم این کتاب رو. به نظرم کتاب‌خوانی توی کشور ما به ترویج و آموزش زیادی نیاز داره و خیلی در این زمینه ضعیف کار شده و حتی برخی از کارها نتیجه‌ی عکس داده و آدم‌ها رو بیشتر از کتاب خوندن دور کرده.

  3. فریبا زمانی می‌گه:

    سلام
    فکر می کنم یه مورد دیگه که می تونه وقت زیادی رو برامون خالی کنه، کم کردن تایم حضورمون توی شبکه های اجتماعیه..
    قبل تر فیس بوک و الان اینستاگرام، تلگرام و… به خاطر خاصیتی که دارن، خیلی راحت تصمیم تو برای ده دقیقه چک کردن یه پیغام رو تبدیل می کنه به سه ساعتی که نمی دونی چطوری گذشت یهویی!

    یه چیزی هم که داشتم بهش فکر می کردم و نمی دونم تا چه حد درسته، آفتیه به اسم کتابای درسی! وقتی خوندن کتاب درسی به اجبار و از روی بی علاقگی باشه(که خب به خاطر محتوای اکثرا بی مصرف و کسل کننده اش طبیعیه)، اون قدر که بعد از دادن امتحان کتاباشون رو همون توی حیاط مدرسه پاره می کردن، می تونه باعث بشه تا همیشه حس خوبی از چیزی به اسم کتاب نداشته باشی! چون همیشه مجبور بودی با استرس «کتاب» رو بخونی تا حفظ کنی، تا ازش امتحان بدی و این صوبتا!

    آدمای کتاب خون(ترجیحا خوره ی کتاب) از بهترین آدمای دنیا می تونن باشن 🙂

    • محسن پوررمضانی می‌گه:

      آره اینترنت به خصوص از وقتی که رفت روی موبایل و همه جا در دسترس شد، آفت اعتیاد دائمی چک کردن‌‌های الکی رو هم با خودش آورد.
      در مورد کتاب‌های درسی کاملا موافقم. نه تنها کتاب‌های درسی بلکه کل سیستم آموزش پرورش بچه‌ها رو بیشتر به سمتی می‌بره که از کتاب متنفر بشن.
      آدم‌های کتاب‌خون هم به نظرم دسته‌های مختلفی دارن و نباید آدم‌ها رو به صرف اینکه کتاب‌خون هستند توی دسته‌ی بهترین آدم‌ها گذاشت ؛)

  4. سعید می‌گه:

    کتاب خوان ها در ایران؛ عزیزم کجایی، دقیقا کجایی؟

    خلاء کتابخوانی در ایران

    http://www.madomeh.com/site/news/news/7866.htm

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *