ماتیلدا


   ۱۱/۰۸/۱۳۹۶    306 بازديد    ۳ دیدگاه
ماتیلدا

ماتیلدا

ماتیلدا دختر باهوشی است که در یک خانواده‌ مزخرف زندگی می‌کند. ماتیلدا علاقه زیادی به کتاب‌خواندن دارد و با سن کمی که دارد کتاب‌های زیادی خوانده اما خانوده‌اش هیچ اهمتی بهش نمی‌دهند و مدام بهش سرکوفت می‌زنند تا اینکه ماتیلدا به مدرسه می‌رود و…

اطلاعات بیشتر را می‌توانید از اینجا بخوانید.

برخی از جملات کتاب

ماتیلدا گفت «مامان، می‌شود من شامم را توی اتاقم بخورم؟ می‌خواهم کتاب بخوانم.» پدرش با عصبانیت به او نگاه کرد «نخیر! افراد خانواده باید باهم شام بخورند، و تا وقتی غذا تمام نشده هیچ‌کس حق ندارد از پشت میز بلند شود!»

ماتیلدا گفت «اما ما که پشت میز نیستیم، ما هیچ‌وقت پشت میز نمی‌نشینیم. همیشه بشقابمان را می‌گذاریم روی زانومان و تلویزیون تماشا می‌کنیم.»

پدر که یکمرتبه صدایش به طرز خطرناکی ملایم و نرم شده بود، پرسید «ممکن است بفرمایید تلویزیون تماشا کردشن چه اشکالی دارد؟»

ماتیلدا مطمئن نبود که چه جوابی بدهد و برای همین سکوت کرد. احساس می‌کرد که خونش به جوش آمده. می‌دانست که درست نیست از پدر و مادرش بیزار باشد، اما دست خودش نبود. در کتاب‌هایی که خوانده بود، چیزهایی راجع به زندگی نوشته شده بود که تا آن زمان از آنها بی‌خبر بود. اگر فقط یک صفحه از نوشته‌های چارلز دیکنز و رودیار کیپلینگ را می‌خواندند، می‌فهمیدند که در زندگی به جز حقه‌بازی و تماشای تلویزیون چیزهای دیگری هم وجود دارد. (ص ۲۰-۲۱)

رولد دال

رولد دال

مشخصات کتاب

عنوان: ماتیلدا

نویسنده: رولد دال

ترجمه: شهلا طهماسبی

نشر: مرکز


پ.ن: دوست دارم کتاب‌های متنوع بخوانم و گاهی یکی از گزینه‌هایم کتاب‌های کودک نوجوان است. کتاب‌های خوبی در این حوزه وجود دارد که شاید باید در زمان‌مناسب‌تری می‌خواندم اما هنوز هم خواندنشان خالی از لطف نیست. رولد دال یکی از نویسنده‌های خوب ادبیات نوجوان است. این کتاب هم مثل بقیه کتاب‌هایش جذاب و خواندنی بود.

درباره نویسنده ()

سال 89-90 توی خیابان ادوارد براون کتاب‌فروش بودم. بعدش توی مجله‌ی «خط‌خطی» و بعضی روزنامه‌ها طنز می‌نوشتم. سال 94 کتابم منتشر شد «کتاب‌فروش خیابان ادوارد براون» از حدود سال 82 وبلاگ نویس بودم. سه چهار باری از بلاگ‌های مختلف مهاجرت کردم و حالا صفحه‌ی شخصی خودم را درست کرده‌ام. بیشتر در مورد کتاب‌هایی که خوانده‌ام می‌نویسم.

دیدگاه‌ها (۳)

آدرس بازتاب فید دیدگاه ها

  1. میله بدون پرچم می‌گه:

    سلام رفیق
    عجب نقل معرکه‌ای… بچه‌هایم چندتا کتاب رولد دال دارند، بد نیست گاهی بهشون ناخنک بزنم! اما این کتاب رو هم توی ذهنم نگه می‌دارم که براشون بخرم. مرسی

  2. میله بدون پرچم می‌گه:

    ضمناً در شروع پاراگراف انتهایی نقل از کتاب ظاهراً اشتباهی رخ داده است.
    ارادتمند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *